۰۲:۰۱

قبل از اینکه گراف بقیه نقاط جهان را نشان بدهم، این گراف برای آلمان چه معنی خواهد داشت؟ چیزی که از این گراف در میابیم نرخ عرضه نیروی کار است. و مردم عرضه کننده این نیروی کار درآلمان رو به کاهش خواهد بود و این کاهش قابل توجه است. حالا نیاز به نیروی کار چه می شود؟ یک مقدار پیچیده است. همانطور که میدانید، جواب محبوب یک مشاور به هر سوال همیشه این است: ” بستگی دارد”.

پس من هم میگویم بستگی دارد. ما نمیخواستیم که آینده را پیش بینی کنیم. بشدت تعمق برانگیزه. در عوض کاری دیگر کردیم. ما به نرخ سرانه و رشد تولیدی آلمان در طول ۲۰ سال گذشته نگاه کردیم، و این سناریو ها را محاسبه کردیم: اگر آلمان بخواهد که نرخ سرانه و رشد تولیدی خود را ادامه بدهد، مستقیما محاسبه کردیم که بدانیم آلمان برای حفظ این نرخ به چقدر نیروی کار نیاز دارد. خط سبز نمایانگر همان نیروی کار مورد نیاز است. آلمان به زودترین فرصت شاهد کمبود نیروی کارمتخصص خواهد بود.

این کمبود به اندازه ۸ میلیون نفر است، که ۲۰٪ بیشتر از نیروی کار فعلی ماست، که واقعا تعداد بسیار زیادی است، بسیار زیاد ما چندین سناریو را مد نظر گرفتیم، و همه نتایج تقریبا همین گونه شدند.

۱۱:۰۳

حالا بیایید که نقاط را به هم وصل کنیم. ما به بحران نیروی کار روبرو خواهیم شد که شامل کمبود نیروی کار و عدم تطابق نیروی کار با نیاز روز خواهد بود. که چالش های فرهنگی را هم به دنبال خواهد داشت. و این بحران کمبود نیروی کار به ما نزدیک می شود. ما حالا، درست به نقطه چرخش رسیده ایم. خب، ما، دولت و شرکتها در این باره چه کنیم؟ هر شرکت و حتی هر کشور به استراتژی مردمی نیاز دارند، و باید به سرعت اقدام کنیم. و این استراتژی مردمی چهار بخش دارد. بخش اول، برنامه ایی برای پیش بینی عرضه و تقاضا برای کارها و مهارتهای مختلف.

 طرح نیروی کار از طرح مالی مهم تر خواهد شد. بخش دوم، طرحی برای جذب نیروی کار عالی نسل “ایگرگ” (نسل فعلی), زنان و حتی بازنشستگان. بخش سه، طرحی برای آموزش و ارتقای کاری آنها چالش بزرگی در مورد کمبود ظرفیت پیش روی ما است. و بخش چهارم چطوراین نیروی کار راحفظ کنیم یا به عبارت دیگر چطور تقدیر (کاری) و ارتباط فرهنگی را درک کنیم.

۱۲:۴۰
۱۲:۴۱